X
تبلیغات
چهره بلاگ
مفیستوفلس
  
 من خودم را بالا می آورم در تصور خالی شما که همواره در بندید بند عقایدی که برایتان قرار داد کرده اند.
 
آرشیو
موضوع بندی
 
پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1387
انزوای اجتماعی

مقدمه:

جامعه ایرانی به عنوان یک جامعه در حال گذار، شرایط ویژه ای را تجربه می کند. شرایطی که در حالتی بینا بین از پایداری و نا پایداری قرار دارد. شاید مهم ترین مسئله ای که در تحلیل پدیده های اجتماعی در چنین جامعه ای باید در نظر گرفت این واقعیت است که ایران به عنوان یک جامعه در حال گذار که به واسطه ضرورت های تاریخی درگیر روابط مدرن با پیرامون خود است با مجموعه ای از بحران های دوره گذار و مسائل مربوط به جوامع مدرن به طور هم زمان دست به گریبان است. مسائلی که غفلت از هر کدام این جامعه را تا حد زیادی در معرض آسیب های ناشی از آنومی اجتماعی قرار می دهد.

شاید یکی از مسائل مهمی که درباره گرفتاری های اجتماعی در ایران امروز به چشم می آید میزان انزوای اجتماعی و گسستگی حاصل از آن است که به لحاظ ذهنی در انسان ایرانی احساس بی پناهی مضاعف و عدم امنیت و اعتماد و از این طریق ایجاد احساس محرومیت و عدم رضایتمندی از زندگی را تولید می نماید.

چنان چه می دانیم یکی از مهم ترین مشکلات در جوامع در حال توسعه عدم وجود توافق عمومی درباره اهداف اصلی جامعه و گسست و تعارض ذهنی و نظری کنش گران عمده اجتماعی درباره دورنمای نهایی و اهداف عمومی آن جامعه است. این در حالی است که بر اساس اعتقاد محققان و نظریه پردازان اجتماعی در جوامع کنونی، صرفا در بستر روابط شبکه تعاملات درون گروهی است که افراد فرایند اجتماعی شدن و پیوستگی ارگانیگ را طی می کنند. در همین فضا است که ارزش ها و هنجارها درونی می شوند و الگوهای رفتار جمعی نهادینه می شوند و تجمیع هویت های متکثر تسهیل می گردد.  

این طور به نظر می رسد که جامعه ایرانی به لحاظ اجتماعی در شرایطی قرار دارد که فقدان حداقلی از جهت گیری های جمع گرایانه در آن گسترش روز افزون انزوای اجتماعی را دامن زده است. به بیان بهتر جامعه ایرانی در شرایطی قرار گرفته است که در فقدان جهت گیری های جمع گرایانه در گیر دو مشکل اساسی در حوزه روابط اجتماعی شده است. این معظلات که یکی از آن ها را در ارتباط با رابطه انسان ایرانی با خرده نظام سیاسی و  دیگری را در ارتباط فرد با دیگر افراد جامعه تعریف خواهیم کرد عبارتند ازالف. سیاست گریزی که از یک جهت فرد را نسبت به امر سیاسی بدبین و بی تفاوت کرده،پی گیری منفعت شخصی از مجرای بروز رفتار های بعضا ضد اجتماعی را جایگزین پی گیری خیر عمومی می کند و از جهت دیگر باعث کاهش مشارکت عمومی، فراهم آمدن فزای مناسب برای رشد تمامیت خواهی در میان نخبگان حاکم و در نهایت فساد نظام سیاسی می شود. و ب. استقرار  وضعیتی  که توکویل آن را «تفرد» می نامد و منظورش نه فردیت، بلکه انزوا و ذره گونه شدن فرد در جامعه ای است که بعدها جامعه توده ای خوانده شد.

انزوای اجتماعی، بررسی نظری

انزوای اجتماعی در واقع حالتی است که در آن فرد یا مجموعه ای از افراد به واسطه درکی که از شرایط محیط پیرامون خود دارند تحت تاثیر انگیزه های متفاوت فردی واجتماعی ارتباط خود با پیرامون را قطع کرده به صورت یک گروه در خود به حیات ادامه می دهند.

این مسئله به خودی خود ایجاد کننده چند مشکل اساسی برای جامعه است. چرا که از یک طرف فرد را از وارد شدن به روابط اجتماعی که به نحوی نیاز های اساسی اش را برطرف کرده ،او را به صورت داوطلبانه وارد فرآیند های منتهی به ملت سازی و ادغام اجتماعی می سازد، محروم می نماید و از طرف دیگر امکان فراهم آمدن زمینه های هم بستگی اجتماعی و قوام جامعه از یک سو و تنش زدایی از حوزه های گوناگون اجتماعی و مخصوصا حوزه سیاسی را از بین می برد.

 از آن جایی که در رویکرد نظم اجتماعی وجود حداقلی از جهت گیری جمع گرایانه برای هر جامعه ضرورت دارد و با توجه به این مسئله که در جامعه ما این جهت گیری ها کمتر یافت می شود می توان گفت که بسیاری از مشکلات اجتماعی امروز جامعه ایرانی ریشه در کمبود جهت گیری های جمع گرایانه در سطح کلان و تعهدات جمعی دارد.

به مسئله جمع گرایی می توان هم از منظر عمل اخلاقی نگاه کرد و هم از منظر انتخاب عقلانی. بر اساس نظریه انتخاب عقلانی، هر کنش گر عاقل ممکن است در موقعیت هایی قرار گیرد که عقلانیت ابزاری به وی حکم کند که نفع فردی(آنی) را انتخاب کند. اما منطق آن نوع خاص از موقعیت، به گونه ای است که انتخاب گزینه نفی فردی توسط او( و کثیری دیگر از کنش گران عاقل)، نتیجه ای را به دنیال دارد که به زیان همگانی( از جمله آن کنش گران عاقل است) است. داوز این موقعیت ها را دوراهی اجتماعی نامیده است.

به عبارت بهتر کنش گران اجتماعی در جامعه همواره در معرض شرایطی قرار دارند که در آن ها با استفاده عقل ابزاری میان نفع شخصی و نفع عمومی( یا نفع همسو با دیگری) دست به انتخاب می زنند و این طور به نظر می رسد که میزان هم بستگی اجتماعی یا کیفیتگی که تعریف اهداف فرد از کنش با برآیند تعریف دیگران در سطح جامعه از منفعت یا سود فردی دارد و میزان توافق تک تک کنش گران در باره مسائل اساسی اجتماعی در چگونگی اتخاذ این تصمیم تاثیر گذار است.

در این زمینه صاحب نظران عوامل متعددی را بر رفتار افراد در دو راهی اجتماعی موثر می دانندکه می توان آن ها را در دو دسته کلی عوامل شخصیتی( شخصیت یا جهت گیری ارزش های اجتماعی، جهت گیری مذهبی، جنسیت، عقلانیت ابزاری، و اعتماد تعمیم یافته)و عوامل موقعیتی(اعتماد به همکاری دیگران، اثر بخشی عمل جمعی، نفع جمعی دراز مدت، پاداش عمل جمع گرایانه و تنبیه عمل فرد گرایانه، شرایط رقابتی یا همیارانه موقعیت، ارتباط با دیگر کنش گران و آگاهی از دوراهی اجتماعی) طبقه بندی کرد.

به بیان دیگر ریشه یابی دلایل و شرایطی که به انزوای اجتماعی منتج می شود از مجرای بررسی دو دسته از دلایل فردی- شخصیتی و اجتماعی موقعیتی امکان پذیر است. دلایلی که که در یک سطح چگونگی ادراک فرد و زمینه های ذهنی کنش گر اجتماعی از امکانات خود و محیط برای وارد شدن به کنش متقابل را در بر می گیرد و در سطح دیگر به واقعیت های اجتماعی و یا به عبارت بهتر به توانایی ها و محدودیت های محیط کنش اشاره دارد.

انزوای اجتماعی ریشه های فردی ذهنی

می دانیم که کیفیات کنش فرد در محیط و در ارتباط با دیگری در ارتباط مستقیم با چیستی و چگونگی تصوری است که فرد از خود و محیط پیرامون اش دارد. در واقع این باور های ذهنی و تصورات شخصی هر کنش گر است که فضا و چگونگی کنش فرد در محیط را تعیین و او را  به تنشیم رابطه با دیگری وا می دارد. هم چنین چگونگی این کنش ارتباط مستقیمی با تصور فرد از امکانات محیط، توانایی های خود و در یک کلام کیفیت رابطه با دیگری دارد. لذا این طور به نظر می رسد که برای بررسی مقوله انزوای اجتماعی در یک جامعه لازم است چگونگی ارتباط میان هویت های متکثری که افراد بر اساس تصورات فردی شان برای خود تعریف کرده اند از جمله هویت های مبتنی بر باور های مذهبی، جنسی و ارزش های فردی مبتنی بر تجربه زیسته و تصوری که از جامعه و امکانات آن دارند را مورد بررسی قرار دهیم.

این طور به نظر می رسد که در این زمینه هر چه فضای عمومی جامعه به عنوان محیطی که کنش در آن اتفاق می افتد امکانات ذهنی و عینی مناسب تری برای هویت های پراکنده اجتماعی شکا گرفته حول مفاهیم پیش گفته فرآهم آورده باشد کنش گر عاقل در انتخاب میان رفتار مبتنی بر گوشه گیری، انزوا و انفعال اجتماعی با تکیه بر عقل ابزاری اش امکان بیشتری در پی گیری منافع فردی از مجرای بروز رفتار های جمع گرایانه را در مقابل خود دیده به راحتی دست به فعالیت اجتماعی برای پیشبرد منافع فردی خود خواهد زد و در غیر این صورت به واسطه نا امیدی حاصل از مواجهه اش با محیط یا فضای کنش به لحاظ اجتماعی رویه های فردی و گاها ضد اجتماعی را در پیش خواهد گرفت که بعضا در رفتار های ضد اجتماعی بروز پیدا کرده در نهایت خود و دیگری را با مخاطرات اساسی مواجه می کند.


انزوای اجتماعی، ریشه های ریشه های موقعیتی- عینی

همان طور که پیش تر اشاره کردیم بررسی مقوله انزوای اجتماعی علاوه بر متغییر های
 فردی- ذهنی از مجرای بررسی متغییر های موقعیتی- عینی قابل بررسی  است. در این معنا معیار هایی چون اعتماد به همکاری دیگران، اثر بخشی عمل جمعی، نفع جمعی دراز مدت، پاداش عمل جمع گرایانه و تنبیه عمل فرد گرایانه، شرایط رقابتی یا همیارانه موقعیت، ارتباط با دیگر کنش گران و آگاهی از دوراهی اجتماعی برای بررسی میزان انزوای اجتماعی قابل طرح و بررسی اند.

در واقع خروج از انزوای گروهی و فردی و وارد شدن به کنش جمعی در یک جامعه به لحاظ شرایطی که محیط برای فرد فراهم می کند از آن جهت اهمیت دارد که امکان برقراری دیالوگ و شکل گیری خِرَد ارتباطی و در نتیجه پیدایش اتفاق عمومی درباره راهبرد های اصلی پیگیری منافع شخصی و گروهی و هم چنین امنیت کنش گران را فراهم می آورد. این مسئله از نظر اجتماعی در دراز مدت به شکل گیری مفهوم ما در سطح کلان جامعه و گسترش سرمایه اجتماعی و انسانی و بدین وسیله افزایش نیروی انسانی لازم برای استفاده در مسیر توسعه سیاسی و اجتماعی را فرآهم می آورد هم چنین هویت های متکثر اجتماعی را در مقام کار گزاران تمدن به سمتی هدایت می کند که از توانایی هایشان برای پر کردن خلاء های اجتماعی و فرهنگی و در خدمت دیگران استفاده نمایند.

انزوای اجتماعی و جامعه ایرانی

بررسی و مطالعه پژوهش های انجام شده در باره جامعه ایرانی این ایده را به ذهن پژوهش گر مسائل اجتماعی متبادر می کند که بحران در هویت و گروه های هویتی از  مسائل مبتلابه جامعه ایران است. در جامعه ایران هویت افراد، هویت در حال کنده شدن از سنت است ولی با این وضعیت مدل محکمی وجود ندارد که بتوانند به آن تکیه کنند و این خود باعث بی هویتی و بی هنجاری در جامعه می شود. همچنین این مسئله اساسی را باید در نظر گرفت که گروه ها در ایران آن قدرت را که بتوانند هویت سازی کنند، ندارند و اگر چنین قدرتی وجود داشته باشد، فضای فعالیت نیست و گروه های مرجعی که افراد بتوانند به آنها احساس تعلق کنند و درون یک «ما» قرار گیرند در میان نسل جدید دیده نمی شود.

این در حالی است که نبود فضای مشارکت، نیروهای اجتماعی و به خصوص نخبگان را دلسرد کرده است. قانون گریزی هم در جامعه ایران به یک عرف تبدیل شده است. دکتر حسن محدثی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز،


 می گوید: «وقتی در جامعه ای معلوم نباشد که مقصود اجتماعی خودت را از چه راهی به دست می آوری، همه سعی می کنند از منابع قدرت استفاده کنند، به این ترتیب به سراغ مناصبی می روند که تعریف شده نیست و قدرتی که برهنه است. بر این اساس جامعه به اصطلاح از قواعد عام و امور جهانشمول پیروی نمی کند». وی پیامد قانون گریزی را نبودن سلسله مراتب اجتماعی می داند زیرا در هر جامعه تعریف نقش ها و تقسیم کارهایی وجود دارد. این قانون گریزی، مکان یابی انسان ها را در نقش های خود به هم می زند و نتیجه ساده آن، تبعیض و نابرابری در جامعه است.»

آن چه از محتوای سخنان دکتر محدثی بر می آید در واقع این نکته اساسی است که کنش گران اجتماعی در ایران هم از نظر شاخص های فردی- ذهنی، و هم از نظر شاخص های موقعیتی- عینی تا حاد زیادی وارد شدن به رفتار هایی با سویه های اجتماعی را در مسیر تحقق اهداف گروهی و فردی شان مناسب نمی دانند. این مسئله به طور کلی گسترش مقوله انزوای اجتماعی و تضعیف شکل گیری مفهوم عمومی ما در جامعه را بدنبال خواهد داشت.

به عبارت بهتر عدم امکان تامین منافع فردی کنش گران در فضای اجتماعی به واسطه امکانات محدود ساختاری و محدودیت های روبه افزایش محیطی برای کنش گران امکان وارد شدن به کنش جمعی و تعقیب منافع فردی و گروهی در جهت منافع جمعی را از بین برده، در یک محیط آنومیک غیریت سازی هویتی مبتنی بر انگیزه ها و باور های مذهبی، ارزش های اجتماعی تمایز یافته، هویت های نو ظهور و به لحاظ اجتماعی رسمیت یافته جنسی زندگی مجردی( پارتنری)، روابط هم جنس خواهانه و ...- را بر خلاف و در ضدیت با جریان اصلی جامعه را تقویت کرده است . این مسئله به نوبه خود عامل اصلی بروز رفتار های ضد اجتماعی، کاهش میزان هم بستگی اجتماعی و در نهایت گسترش روز افزون فاصله کنش گران اجتماعی از یکدیگر و گشترش شکاف میان توقعات و انتظارات اجتماعی، انباشت نارضایتی فردی، گروهی و اجتماعی و در نهایت انزوای اجتماعی می شود که خود عامل اصلی فروپاشی اجتماعی است.

در ادامه شایسته است تا بر خی از شاخص های طرح شده در بخش های پیشین را که ارتباطی مستقیم با مسئله انزوای اجتماعی و معیار های دوگانه فردی و موقعیتی دارند از مجرای آمار های بدست آماده از پژوهش های اجتماعی انجام شده در جامعه ایرانی مورد بررسی قرار دهیم تا از این طریق به تصوری کاربردی و عملیاتی تر از شرایط جامعه ایرانی در زمینه انزوای اجتماعی دست بیابیم.

انزوای اجتماعی، بررسی شاخص های فردی ذهنی در جامعه ایرانی

همانطور که پیش تر اشاره کردیم برای بررسی مقوله انزوای اجتماعی در یک جامعه لازم است چگونگی ارتباط میان هویت های متکثری که افراد بر اساس تصورات فردی شان برای خود تعریف کرده اند از جمله هویت های مبتنی بر باور های مذهبی، جنسی و ارزش های فردی مبتنی بر تجربه زیسته و تصوری که از جامعه و امکانات آن دارند را مورد بررسی قرار دهیم.

در این میان جامعه ایرانی- مخصوصا در یک دهه اخیر- با زایش هویت های تازه ای مواجه شده است که چگونگی ارتباط میان آن ها با محیط کنش بعضا شرایط بغرنجی را برای جامعه و این هویت های تازه به وجود آورده است. شاید مهم ترین این هویت ها مربوط به هویت های تازه جنسی ومخصوصا روابط مبتنی بر عشق بیرون از خانواده و ازدواج باشد که چون امکان ارائه آمار و اطلاعات دقیق تائید شده رسمی درباره وضعیت این هویت ها برای ما وجود ندارد تنها به مشاهده فردی و آمار غیر رسمی منتشر شده در نوشتار های اینترنتی و یا پایگاه های تعلق به این گروه ها می توان استناد کرد.

یکی دیگر از گروه های هویتی که حول مفاهیم جنسیتی شکل گرفته است گروه زنان است که به عنوان یک هویت بزرگ اجتماعی از طرفی تحت تاثیر آموزش های سنتی نظام سیاسی و خانواده قرار دارد و از طرف دیگر در جامعه جهانی شده به واسطه دست رسی به اطلاعات نوین در حوزه مسائل حقوقی و انسان شناختی و روش های جدید زندگی در جوامع گوناگون جهان به مجموعه ای از کنش گران اجتماعی که به لحاظ الگو های ذهنی خود را در تمایز با الگو های رسمی جامعه تعریف می کنند تبدیل شده اند. این گروه هویتی اگر امکان کنش اجتماعی بر اساس تصوری که از خویشتن دارد را در جامعه ایرانی غیر ممکن بداند از عرصه روابط اجتماعی کنار گذاشته شده به صورت یک مجموعه در انزوا به تولید و باز تولید رفتار های ضد اجتماعی مبادرت خواهد کرد.

به عبارت دیگر و به بیان دکتر علی اصغر سعیدی، مدیر گروه برنامه ریزی اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران: «مسئله امروز جهان ما، جهانی شدن است. این جهانی شدن تنوع فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی را به وجود می آورد و تنوع، حق انتخاب انسان ها را بالا می برد. این تنوع هم اکنون در سبک زندگی قابل مشاهده است. در دنیای امروز انسان ها با ریتم کالاها می رقصند. اگر از زاویه ای دیگر به جریان مذکور نگاه کنیم، می توان گفت این تنوع که حق انتخاب افراد را بالا برده، از آن طرف زندگی و جامعه را متکثرتر و دموکرات کرده است».

در این زمینه نمونه هویت های قومی و مذهبی از مهم ترین گروه ها و هویت های غیریت سازی هستند که بعضا جامعه ایرانی را با مشکلات فراوان و از نظر سیاسی با چند پارکی و احتمال تجزیه سیاسی مواجه کرده اند.

انزوای اجتماعی، بررسی شاخص های موقعیتی- عینی در جامعه ایرانی

با توجه به آن چه پیش تر اشاره کردیم بررسی شاخص های موقعیتی- عینی در ارتباط با مقوله انزوای اجتماعی در ایران ار تباط مستقیمی با مفاهیمی چون چون اعتماد به همکاری دیگران، اثر بخشی عمل جمعی، نفع جمعی دراز مدت، پاداش عمل جمع گرایانه و تنبیه عمل فرد گرایانه، شرایط رقابتی یا همیارانه موقعیت، ارتباط با دیگر کنش گران دارد. از آن جایی که در بخش های دیگر این نوشتار به طور مفصل به مقوله امنیت و اعتماد اجتماعی پرداخته شده است در این جا از طرح موردی این مسائل چشم پوشی می کنیم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 15633


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها