X
تبلیغات
رایتل
مفیستوفلس
  
 من خودم را بالا می آورم در تصور خالی شما که همواره در بندید بند عقایدی که برایتان قرار داد کرده اند.
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 21 تیر‌ماه سال 1388
رسانه، فرهنگِ توسعه محور و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

درآمد
تامل در باب  نسبتی که میان رسانه و فرهنگ وجود دارد یکی از مهم ترین مسائلی است که مورد توجه محققان و پژوهشگران امر فرهنگ قر ار گرفته است. از جمله مواردی که این مطالعات را به طور گسترده ای به خود اختصاص داده است چگونگی میزان تاثیر گذاری عملکرد رسانه ها در کل دهی به الگو های فرهنگی، هنجار ها و ارزش های اجتماعی است. چنین به نظر می رسد که انسان به عنوان یک موجود عموماً اجتماعی« نحوه زندگی اجتماعی و موجودیت ‌‌[عینی اش‌‍] در زیستجهان مبتنی بر جهان پدیداری طبیعی وی.. متشکل از دو جزء اصلی رسانه و فرهنگ و ارتباط متقابل ایندو است.بعبارت دیگر رسانه و فرهنگ دو جزء تفکیک ناپذیر زندگی اجتماعی انسان هستند.»

درآمد
تامل در باب  نسبتی که میان رسانه و فرهنگ وجود دارد یکی از مهم ترین مسائلی است که مورد توجه محققان و پژوهشگران امر فرهنگ قر ار گرفته است. از جمله مواردی که این مطالعات را به طور گسترده ای به خود اختصاص داده است چگونگی میزان تاثیر گذاری عملکرد رسانه ها در کل دهی به الگو های فرهنگی، هنجار ها و ارزش های اجتماعی است. چنین به نظر می رسد که انسان به عنوان یک موجود عموماً اجتماعی« نحوه زندگی اجتماعی و موجودیت ‌‌[عینی اش‌‍] در زیستجهان مبتنی بر جهان پدیداری طبیعی وی.. متشکل از دو جزء اصلی رسانه و فرهنگ و ارتباط متقابل ایندو است.بعبارت دیگر رسانه و فرهنگ دو جزء تفکیک ناپذیر زندگی اجتماعی انسان هستند.»

رسانه ها مجموعه های پیچیده ای از نشانه ها را در قالب های زبانی، تصویر و نماد ها و نشانه های فرهنگی ما بین انسان ها مبادله می کنند. درواقع امکان برقراری ارتباط میان انسان ها با یکدیگر از طریق رسانه های مختلف امکان پذیر می باشد. به بارت بهتر  در جوامع ابتدایی انسان برای برقراری ارتباط با همنوعان اش، از زبان که همان دستگاه پیچیده ارتباطی است، کمک می‌گرفته است. این زبان، در طو زمان و با گسترش تکنولوژی های دیداری و شنیداری تازه، خود را در اشکال پیچیده تری نمایان کرده است. « زبان و دستگاه ارتباطی یا همان رسانه، در یک بستر تجلی پیدا می‌کند که همان فرهنگ است و بعبارتی این فرهنگ است که زمینه اصلی ارتباط را فراهم می‌کند. ایندو در ارتباطی تنگاتنگ و دو تأثیری دیالکتیکی و متقابل، ترکیبی بنام انسان اجتماعی را شکل می‌دهند که در صحنه گیتی به کنش ارتباطی می‌پردازد.»

این در حالی است که با آغاز پیدایش رسانه‌های مدرن، و در طول سیر تکاملی آنان، تأثیر رسانه بر فرهنگ و بالتبع بر زندگی مردم بیش از قبل شده است. عمومیت یافتن رسانه و تخصصی شدن فعالیت های رسانه ای در کنار مشارکت بیش از پیش مردم در امور عمومی اهمیت رسانه های دیداری و شنیداری را در سطح جهان بیش از پیش برجسته نموده است. این مسئله با مطرح شدن تئوری های مارکسیستی فرهنگ از جانب برخی تجدید نظر طلبان مارکسیست مانند آنتونیو گرامشی اهمیتی دو چندان یافت. براساس اعتقاد گرامشی فرهنگ  منبع اساسی تفوق دولت های سرمایه داری بر جوامع شان می باشد.  با توجه به این نظریات و نظریات جدید فرهنگ، به طور مشخص زمینه های تئوری پردازی در بررسی رابطه موچود میان فرهنگ و رسانه به وجود آمد.

نظریه پردازی در باره رابطه موجود میان فرهنگ و رسانه تا جایی پیش رفت که رسانه ها به عنوان تازه ترین ابزار توسعه طلبی قدرت های نظامی و اقتصادی بزرگ دنیا در نظریه های جدید امپریالیسم به عنوان ابزار جدیدی برای تهاجم معرفی شدند. در واقع رسانه ها در بخشی از نظریات امپریالیسم جدید به مثابه ابزار یکسان سازی فرهنگ کارگزاران شکل تازه ای از جهانی شدن معرفی گردیند. ابزار تازه ای که ارزش های کشور های مسلط را در قالب پیام های فرهنگی به مردم دنیا مخابره می کنند. اهمیت رسانه ها در سال های پایلنی قرن بیستم و آغازین قرن بیست یکم تا آن خد بوده است که بعضاً در محافل سیاسی اصطلاح جنگ رسانه ای مورد استفاده قرار گرفت. جنگی که اگر نه مهم تر از پیروزی های نظامی به اندازه آن ها حائز اهمیت است.

این دسته از نظریات معتقد اند که« ارتباطات، بعنوان صنعت کلیدی این عرصه، نقش بسیار مؤثری در ایفای نقش تاریخی خود که همان فرافکنی فرهنگ غرب و پراکنشی فرهنگی عناصر مادی و معنوی این فرهنگ دارد. ارتباطات در تعریف کلی و جامع، فراتر از نظام دو سویه مبادله اطلاعات و معلومات‌، شامل مبادله کالا، افراد فن آوری، صنعت و  فرهنگ نیز می‌شود. در این مفهوم وسایل ارتباط جمعی، رسانه‌های گروهی، مطبوعات، ماهواره‌ها، کامپیوترها، شبکه‌های اطلاع رسانی، کانالهای متعدد و متنوع پخش برنامه، پست تصویری و بخشی از کلیت ارتباطات را تشکیل می‌دهند که با پیشرفت‌های تکنولوژیک، هر لحظه بر توانایی‌های کمی و کیفی آن افزوده می‌شود.»(همان)

به عبارت بهتر در شرایط جدید، فرهنگ به سمت کالایی شدن پیش می‌رود. سبک‌های عام زندگی، ارزش ها و هنجار های اساسی و اولیه جوامع، در دنیای امروز به عنوان کالا های فرهنگی قابل انتقال توسط رسانه ها مورد مطالعه قرار می گیرند. بر این اساس شرایطی پیش می آید که ما در آن دائماً در حال مصرف و تولید هستیم. بنابراین در حوزه فرهنگی، دائماً باید ایجاد نیازهای رفاهی جدید صورت گیرد تا تقاضا و نیاز مصرف کننده به طور کامل برآورده شود.

با توجه به همین مسائل است که در نوشتار حاضر سعی خواهیم کرد بررسی مختصری از چیستی و چگونگی عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مفاهیم اصلی مربوط به فرهنگ توسعه ارائه دهیم.

تاریخچه رادیو و تلوزیون در ایران

رادیو
تاسیس رادیو در ایران با ورود تلگراف یا بی سیم به ایران در ارتباط بوده است. نخستین دستگاه بی سیم در ایران از سال 1305 شروع به کار کرد. در سال 1317 و به دنبال تاسیس سازمانی به نام پرورش افکار کمیسیونی بنام «رادیو» موظف شد تا ضمن پخش منظم اخبار و موسیقی ، برنامه‌هائی برای پرورش افکار عمومی تنظیم کند. اولین فرستنده رادیو در چهارم اردیبهشت ماه 1319 با فرستنده‌ای با قدرت 20 کیلو وات ، موج کوتاه و یک فرستنده دوکیلو واتی موج متوسط با روزانه 5 ساعت برنامه در محل بی سیم قصر ، (وزارت فناوری و ارتباطات کنونی واقع در خیابان شریعتی) آغاز بکار کرد.

تلویزیون
نخستین فرستنده تلویزیونی ایران در مهرماه سال 1337 با 20 کیلووات قدرت و روزانه 4 ساعت پخش (از ساعت 18 تا 22) توسط بخش خصوصی درتهران افتتاح شد ، در شهریور ماه 1338 دومین فرستنده درآبادان مورد بهره‌برداری قرار گرفت . تلویزیون ملی ایران در آبان 1345 تاسیس و اولین فرستنده تلویزیونی مراکز صداوسیما در سال 1347 در ارومیه نصب شد واز آن پس به تدریج شهرهای بندرعباس ، اصفهان‌ ، شیراز ، رشت ، کرمانشاه ، همدان ،‌ خوزستان ، تبریز، کرمان ،‌ زاهدان ، مهاباد‌ ، سنندج صاحب فرستنده تلویزیونی شدند

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی-بررسی سازمانی

با توجه به آن چه در بالا آمد در عصر حاضر بهره‌گیری از رادیو و تلویزیون به عنوان دو رسانه ارتباطی سریع ودر دسترس، یک ضرورت اجتماعی و بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی نوین محسوب می‌شود. به عبارت بهتر خارج ماندن افراد از گردونه رسانه‌های ارتباط جمعی ، به معنای حذف شدن آنان از حیات اجتماعی است. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی که امواج و پیام‌های فراملی ، مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را پشت سرگذاشته است، رسانه های داخلی نقش بسزایی در تقویت ارزش ها و هنجار های اجتماعی نوین داشته باشند. ارزش هایی که نه در جهت نفی جهان واقعاً موجود که در مسیر تقویت و آماده سازی اعضای یک مجموعه تمدنی برای حرکت به سمت زندگی در دنیای در حال تغییر طراحی شده باشند.

سیستم رسانه ای حاکم در جمهوری اسلامی ایران به طور مشخص یک سیستم دولتی است. به این معنا که رسانه های عمومی در قالب صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت مدیریت دولتی قرار دارند. این نوشتار سعی خواهد کرد تا آسیب های موجود در مسیر این نهاد تاثیر گذار فرهنگی را بررسی نماید.

پیش از هر چیز لازم است تا یک بررسی سازمانی از چگونگی مدیریت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ارائه شود.

چارت سازمانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

برابر (ماده 175) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب سال 1358، سازمان صدا سیما زیر نظر قوای سه گانه بصورت یک شورای سرپرستی اداره می شد، اما در سال 1368 و بر پایه بازنگری قانون اساسی، نصب و عزل رئیس سازمان یاد شده با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) نظارت بر این سازمان را خواهند داشت.

در اجرای اصل یاد شده (قبل از بازنگری ـ مصوب 1358) قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان، قانون اداره سازمان صدا و سیما و اساسنامه آن مورد تصویب مجلس شورای اسلامی واقع شدند. بدین ترتیب شکل گیری سازمان صدا و سیما و نحوه اداره و امور اجرایی آن بر اساس قوانین ومقررات موضوعه به شرح زیر است:

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با رعایت قانون اداره صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران مصوب 8/10/1359 مجلس شورای اسلامی از نظر مشمول این قانون در حکم شرکت دولتی محسوب می‏گردد.

ساختار وظایف و تشکیلات سازمان

سازمان صدا و سیما از نظر تشکیلاتی در برگیرنده سه بخش اصلی زیر است:

الف ـ حوزه ریاست شامل ریاست، قائم مقام سازمان، پشتیبانی مدیریت ب(رنامه ریزی، طراحی سیستم کامپیوتر، ارزیابی، دفاتر شرکتهای وابسته و بازرسی)، بخش تحقیقات و سنجش برنامه ای، بخش روابط بین الملل، بخش روابط عمومی، بخش حراست، بخش موسیقی و بخش مجلس و امور شهرستانها.

ب ـ حوزه پشتیبانی شامل امور مالی و اداری، طرح و توسعه فنی، بخش فنی و بهره برداری، بخش آموزش، بخش امورکالا و بخش هماهنگی آرشیوها و کتابخانه ها.

ج ـ حوزه اجرایی شامل معاونت سیما، معاونت صدا، معاونت امور سیاسی(واحد مرکزی خبر)، معاونت برنامه های برون مرزی و مراکز رادیو و تلویزیونی استانی و محلی.

هدف ها و وظایف و اختیارات

بر اساس اساسنامه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران « هدف اصلی سازمان به عنوان یک دانشگاه عمومی نشر فرهنگ اسلامی ایجاد محیط مساعد برای تزکیه و تعلیم انسان و رشد فضایل اخلاقی و شتاب بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب اسلامی در سراسر جهان می‏باشد. این هدف ها در چارچوب برنامه های ارشادی، آموزشی، خبری و تفریحی تأمین می‏گردد. مشروح هدف ها و برنامه های سازمان در زمینه های گوناگون در خط مشی و اصول برنامه های سازمان مصوب مجلس شورای اسلامی ذکر شده است؛ سازمان باید از طریق تولید برنامه های مفید رادیو تلویزیونی و عرضه آن در سطح جهانی گسترش مبادلات و ارتباطات بین المللی با رعایت موازین اسلامی اقدام نماید؛

خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان

اصول کلی

ماده 1ـ حاکمیت اسلام بر کلیه برنامه ها و پرهیز از پخش برنامه هایی که مخالف معیارهای اسلامی باشد.

ماده 2ـ حاکمیت روح انقلاب و قانون اساسی برکلیه برنامه ها که در شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی متبلور است.

ماده 3ـ تحقق بخشیدن به بینش مقام رهبری به عنوان ولی فقیه در تمامی ابعاد آن در برنامه های رادیو و تلویزیون در جهت اجرای اصول یاد شده.

ماده 4ـ زمینه سازی برای رسیدگی به خود کفایی و تحقق کامل سیاست مستقل نه شرقی، نه غربی در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی آن در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی.

ماده 6ـ ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی.

ماده 7ـ صدا و سیمای جمهوری اسلامی متعلق به تمامی ملت است و باید منعکس کننده زندگی و احوال تمامی اقوام مختلف کشور باشد. بدیهی است که در این میان تکیه اصلی باید بر اکثریت های اعتقادی (مسلمانان)، اقتصادی (مستضعفان) و سنی)کودکان و نوجوانان) باشد.

ماده 9ـ پذیرش انتقادات و نظرات سازنده مردم و ایجاد رابطه متقابل با جامعه و منظور داشتن این وسیله به صورت جزئی از کل نظام اجتماعی جهت غنی کردن برنامه ها و نفی تأثیر یک جانبه.

ماده 11ـ تلاش در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای انسانی با بارور ساختن خلاقیت‏های فکری و هنری.

ماده 14ـ زمینه سازی برای سرعت بخشیدن به اجرای برنامه های قوای سه گانه کشور.

ماده 15ـ صدا و سیمای جمهوری اسلامی زبان گویای ملت و چشم و گوش حساس کشور است. از اینرو، وظیفه دارد خواستها، نیازها و مشکلات مردم را به اطلاع مسئولین برساند و مردم را در جریان کامل فعالیت ها، برنامه ها، پیشرفت ها و مشکلات نهادهای قانونی کشور قرار دهد و در جهت برقراری تفاهم و ارتباط هر چه عمیق تر مسئولین و اقشار مختلف مردم تلاش نماید.

همچنین براساس اساس قوانین و ضوابط این سازمان بایدبه موارد زیر توجه نماید:

مسائل عقیدتی

ماده 21ـ بالا بردن سطح بینش اسلامی مردم و آشنا ساختن اقشار مختلف جامعه با اصول مبانی و احکام اسلام به شیوه های رسا و بدون ابهام.

ماده 22ـ تبلیغ و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی با بهره گیری از دیدگاه های روحانیت آگاه، دانشمندان حوزه های علمیه و اسلام شناسان وارسته.

ماده 23ـ کوشش در جهت گسترش فرهنگ غنی اسلام و انقلاب اسلامی در منطقه و جهان از طریق تولید برنامه های مفید و عرضه آن در سطوح جهانی

ماده 24ـ معرفی فلسفه، عرفان و حقوق اسلامی و نقد و بررسی مکاتب مشابه در جهان.

ماده 25ـ تشکیل جلسات مناظره و احتجاج و برخوردساز با صاحبان مکاتب و اندیشه های غیر اسلامی و انحرافی بر اساس آیه شریفه «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن»

ماده 26ـ روشن کردن اذهان عمومی نسبت به بدعت ها و انحرافات عقیدتی به موجب روایت «اذا ظهرت البدع فعلی العام ان یظهر علمه و الافعلیه لعنه ا»

برنامه های فرهنگی

در زمینه مسائل فرهنگی و بر اساس اساس نامه و مقررات مصوب برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موارد زیر در نظظر گرفته شده است:

ماده 27ـ تلاش برای جایگزینی نظام ارزشی اسلام به جای نظام ارزشی شرق و غرب و مبارزه با عوارض و آثار باقی مانده فرهنگ طاغوتی.

ماده 28ـ تلاش در جهت تسریع انقلاب فرهنگی و بازگشت به هویت اسلامی خویش.

ماده 29ـ کوشش در ایجاد محیط مساعد برای تعالی انسان و رشد فضایل اخلاقی تزکیه نفس و بسط معنویت در جامعه.

ماده 30ـ شناخت و معرفی ادبیات و هنر پویا و خلاق در فرهنگ اسلامی و سایر فرهنگ ها و نقش مؤثر آنها در تحولات و دگرگونی ها و رشد انسان و جامعه.

ماده 33ـ بالا بردن سطح دانش عمومی و تشویق و ترغیب به علوم و تکنولوژی متناسب با رشد و معرفی به ویژه سیستم های ساده علمی در کشور.

ماده 34ـ تقویت انگیزه‏های ابتکار و خلاقیت در مردم از طریق تشویق محققان و مخترعین و نمایش ابتکارات و اختراعات آنان.

ماده 36ـ اولویت دادن به ورزش هایی که علاوه بر سلامتی جسم نقش مقدماتی برای تمرین‏های رزمی و آمادگی‏های دفاعی دارد.

بررسی عملکرد نهایی سازمان صدا و سیمای در ایران نهایتاً از مجرای پیش بینی هایی که قانون گذار برای آن در نظر گرفته است امکان پذیر است. این مسئله ای است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

سازمان صدا و سیما، مشکلات سازمانی

بر اساس ماده هفت از اساس نامه سازمان صدا و سیما، تأسیس فرستنده و پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی در هرنقطه کشور در انحصار این سازمان بوده و چنانچه اشخاص حقیقی یا حقوقی اقدام به تأسیس یا بهره برداری از چنین رسانه‏هایی کنند از ادامه کار آنان جلوگیری به عمل آمده و تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت.

 معلوم است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نهاد فرهنگی تحت مدیریت دولتی و به عنوان یک بنگاه دولتی مشغول فعالیت است. این سازمان بر اساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی انحصار انجام فعالیت های دیاری و شنیداری در حوزه رسانه های فرآگیر را در اختیار دارد.

این مسئله به خودی خود مشکلاتی را در امر اجرای صحیح منظور قانون گذار از تصویب قوانین در امر فرهنگ را برای صدا و سیما فرآهم می آورد. درواقع استقلال سازمان صدا و سیما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بلند مدت زمینه های ایجاد اختلاف و موازی کاری در امر فرهنگ را پدید خواهد آورد. این مسئله تا جایی از اهمیت بر خوردار است که مخاطبان خود را با پیام های متفاوتی از سمت نهاد های دولتی مواجه می کند. همچنین به واسطه وابستگی کامل سازمان به مدیریت دولتی روند حرکتی سیاست گذاری فرهنگی در سازمان را دچار کندی خواهد نمود. این مسئله به طور مشخص در رفتار واکنشی و کم اثر سازمان صداوسیما در مواجه با آسیب های اجتماعی و مسائل جدید پیش روی جامعه ایرانی می توان مشاهده کرد. این مسئله به طور عمده در عدم شناسایی مشکلات اجتماعی از مسائل عمومی، عدم توانایی سازمان در پرداختن به مسائل و انحرافات جدید اجتماعی و از این دست را به دنبال خواهد داشت. دلیل عمده این عدم توانایی  مدیریت دولتی سازمان صدا و سیما است. به بیان بهتر همانند دیگر سازمان های دولتی راه ورود اطلاعات به صدا و سیما در ایران محدود و سیاست گذاری در آن تنگ نظرانه است. خصوصاً از آن جایی که رادیو و تلوزیون در ایران به عنوان تریبون های دولتی مورد استفاده قرار می گیرند، مطرح نمودن بعضی مسائل اجتماعی در سازمان غیر ممکن به نظر می رسد. موضوعاتی که به بهانه حفظ عفت عمومی و ارزش های مد نظر سیاست گذاران در رادیو و تلوزیون ایرانی به طور مبهم، پیچیده و ناقص مورد بررسی قرار می گیرند بعضاً مهم ترین ابتلاعات ایران امروز می باشند. این امر به خودی خود، رسانه ملی را در اجرای وظایف اصلی پیش بینی شده در قانو اش ناکام گذاشته است.

رسانه‌، دین و فرهنگ

از آن جایی که «رسانه‌ها، همان گونه که در گستره موضوعات فرهنگی اجتماعی حضور دارند، به طرق دیگری نیز با دین مرتبطند. فرض بر این است که رسانه‌ها به عنوان مولدان موفق یا ناموفق پیام‌های دینی، دارای قدرت اند. این تلقی، با رویکرد ذات گرایانه به دین و توجه به نهادهای تاریخی و آموزشی آن همراه است. همچنین می‌توان رسانه‌ها را فراهم آورنده مواد خام لازم برای ساخت آگاهانه یا ناآگاهانه معانی دینی در زمینه‌های مختلف زندگی دانست. این دیدگاه برگرفته از رهیافت کارکردگرایی است. بدین ترتیب، رسانه‌ها می توانند هم در فرایند خلق و آفرینش نمادها (یعنی نمادهایی که در متون رسانه‌ای تولید می‌شوند) و هم در جریان تفسیر و کاربرد این نمادها به دین خدمت کنند.» باید عملکرد رسانه ملی در زمینه گسترش دین به عنوان یکی از مهم ترین بخش های فرهنگ ایرانیان را مورد باز نگری قرار داد.

این تحلیل بر پایه این اعتقاد اساسی استوار است که متون رسانه‌ای، مخاطبان خود را با شرایط ضروری شکل‌گیری فرهنگ آشنا می‌سازند. این عمل، تلویحا بیانگر انتقال قدرت به مخاطب در فرآیند قرائت متن رسانه‌هاست که با نظریه تحلیل فرهنگی در حوزه جامعه‌شناسی منطبق است (ر.ک واتنو، 1987، هانتر3، برگسن 4 و کارزویل5، 1984) و نیز بیانگر این نکته است که محیط جمعی، مانند متن نمایشنامه‌ای اجتماعی عمل می‌کند که هشیاری و آگاهی فرد و اجتماع در برابر آن شکل می‌گیرد. این پدیده‌ از لحاظ دینی و آیینی حداقل از دو جهت اهمیت دارد: اول اینکه فرایندهای ساختاری که موجب پیدایش برداشت‌های تازه‌ای از حقیقت، ارزش، معنا، خیر و حق می‌شود. در ابعادی از فردیت انسان و شبکه اجتماعی‌اش ریشه دوانیده است که موجب پیدایش ژرف‌ترین و متعالی‌ترین معانی می‌شود. دوم اینکه فرایند فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها، میدان و عرصه مناقشات فرهنگی و اجتماعی است. به عبارت بهتر، عناصر دینی و هستی شناختی موجود در متون رسانه‌ها همواره اساس مناقشات بین مردم و گروه‌ها بوده است.

نباید از نظر دور داشت که،« پویایی رسانه‌ها، دین و فرهنگ، یک سویه نیست تعامل آنها در هردو بعد نظری و پدیدار شناختی می‌تواند صورت‌ها و جهت‌های مختلفی به خود گیرد. » در واقع « موضوع تعامل میان فرهنگ و پدیده رسانه‌ای شدن دین از جنبه‌ها و سطوح مختلف قابل بررسی است یکی از چهارچوب‌های تحلیلی ممکن است حاوی سطوح سه‌گانه1. سطح کلان: تحلیل جامعه به عنوان یک کل،2. سطح میانه: تحلیل نهادهای اجتماعی و عملکرد آنها،3.سطح خرد: تحلیل درک افراد و انتقال معانی، باشد.»

 چنان چه در بخش های پیشین آمد، یکی از مهم ترین وظایفی که برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پیش بینی و تعریف شده است، ارائه قرائت نوینی از اسلام به ایرانیان و هم چنین مردم جهان است. قرائتی که بر اساس آن زمینه های دست یافتن به ایران نمونه اسلامی فرآهم آید. به عبارت بهتر طراحی الگوی جدیدی برای حرکت ایرانیان در مسیر نواوری و توسعه مبتنی بر ارزش های اسلامی از وظایفی است که برای صدا و سیما در نظر گرفته اند. در این تعریف تبلیغ دینی میتنی بر مفاهیم جدید پیش روی انسان در جهان جدید از مسائلی است که باید صدا و سیما به آن می پرداخته است.

صدا و سیما و فرهنگ توسعه

امروزه رسانه ها به عنوان نیروهای محرک در روند توسعه یک جامعه می توانند زیر ساخت های فکری- فرهنگی مناسب از قبیل ایجاد کارگروهی‌،فرهنگ تفکر ، فرهنگ کار آفرینی ، آینده نگری فرهنگ صادرات ، فرهنگ نظم و حسابگری و غیره را در جوامع به طور تاثیر گذاری ترویج کنند.
می دانیم که توسعه فرایندی است جامع و پویا که در گذار زمان ، جهت‌گیری ها و استراتژی های آن دستخوش تحول گردیده و الزاماً در مسیر تغییرات جامعه و نیاز های آن حرکت می کند.
در این میان هستند جوامعی که کاملاً آگاهانه و برای تولید و تثبیت ارزش های فرهنگی توسعه پایدار از رسانه ها سود می جویند.

به عبارت دیگر استفاده نا صحیح و نا آگاهانه از رسانه های جمعی  زمینه های شکل گیری ارزش های نامناسب فرهنگی و هنجار های اجتماعی ناصحیح ازقبیل کار فردی به جای کار گروهی ، واردات به جای صادرات و ورود نامناسب فرهنگ و هنجار های بیگانه و غیره را در یک جامعه پدید می آورد.

لازم است بدانیم که در عرصه عمومی، رسـانه ها امکان شکل دهی به افکار ، عقاید ، نـگرش و نیازهای اجتماعی را دارا هستند. همچنین دسته بندی و تنظیم آنها در جهت حرکت به سطوح بالای جامعه توسط رسانه اتفاق می افتد در حالی که صدا وسیمای جوهوری اسلامی ایران بدون پی گیری مداوم و ارائه برنامه منظم مدون فرهنگی مشغول انجام فعالیت است. این مسئله را در عدم هماهنگی میالن برنامه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می توان مشاهده کرد.

در حالی که این نهاد فرهنگی باید شرایط تخقق  اجرای" نقش بازخوردی" سیستم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در فراگرد توسعه پایدار ملی،ایجاد انگیزه در بین مردم برای رسیدن به توسعه پایدار،،بسیج و مشارکت عمومی در توسعه پایدار و اعطای اعتبار اجتماعی به موضوعات توسعه‌ای فرآهم آورد بیشتر درگیر ارائه درک ناصخیخ و تنگ نظرانه از فرهنگ اسلامی بوده است. رفتار صدا و سیما در قبال مسائل فرهنگی جدید به وجود آمده در جامعه ایرانی، انفعالی، واکنشی و ناموثر بوده است. مسئله ای که در دراز مدت اعتماد مخاطبان از برنامه های آن را سلب خواهد کرد.

  1. این طور به نظر می رسد که مهم ترین ابتلاعات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: تقلیدی بودن،ترویج مصرف گرایی،عدم ارائه راه های دستیابی به توقعات و انتظارات، وهمگام نبودن با دیگر اجزای جامعه.

 به عبارت بهتر ترویج نوآوری، تشویق شهروندان به دانش و اندیشیدن، تلاش برای فرآهم آوردن زمینه های توسعه این ها مسائلی است که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مغفول مانده است.

چنین به نظر می رسد که این سازمان در تولید برنامه های فرهنگی متناسب با شرایط جدید جامعه ایرانی ناکام مانده، به بنگاهی برای مصرف تولیدات کشور های شرقی و غربی تبدیل شده است. عدم استقبال ایرانیان از تولیدات داخلی و میزان بالای تماشاگران برنامه های تولید شده  در کشور های غربی دلیل این ادعاست. جالب این جا که به تازگی خرید و دوبله سریال های محصول آسیای شرقی در دستور کار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

راهبردهای ارتقای نقش رسانه در ترویج الگوی مصرف پایدار

بر اساس مطالعات بدست آمده در زمینه ارتباط میانه رسانه و توسعه پایدار توصیه می شود که رسانه در مسیر ترویج هنجارهای مبتنی بر فرهنگ مصرف پایدار یعنی تامین نیازهای اساسی بشر بدون صدمه محیط زیست و حفظ آن برای نسل حاضر و آینده را نهادینه نماید. همچنین رسانه‌ها نقش موثری در ارتقای آگاهی عمومی و آموزش مصرف کنندگان در خصوص تاثیرات زیست محیطی الگوها و سبکهای زندگی ارائه دهند، باید در نظر داشت که رسانه‌ها باید نظرات جامعه مدنی را در سیاستگذاری بهینه توسط دولت در جهت نیل به تولید و مصرف پایدار لحاظ کنند و همچنین ضروری است تا در برنامه های آموزشی و ترویجی خود در خصوص ارائه الگوهای مصرف پایدار تمرکز ویژهای بر زنان، کودکان و جوانان به عنوان بخش عمدهای از مخاطبین خود مبذول نمایند.رسانه‌ها باید برای پخش آگهیهای تجاری با تدوین استانداردها و مقررات، از اشاعه اطلاعات گمراهکننده در مصرف کننده ممانعت بعمل آورند.ترویج اتکا به کالاهای داخلی و بومی  نیز از دیگر وظایف رسانه‌ها محسوب می‌شود.

در مجموعه این ها مسائلی است که در کنار توسعه محتوای انتقادی برنامه های صدا و سیما باید مورد توجه قرار گیرد.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 17488


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها